شکلات خامه‌ای
آغوش
یاد دارم شبی رویایی، لحظه‌ای گرفتمت در آغوشم.
سینه‌ام از تو عشق طلب می‌کرد،
گونه‌ام از تو بوسه‌ها می‌خواست.
سر ِ تو روی شانه‌ام خفته،
دل من فکر بوسه‌ای از لب.
دست‌هایم سرد و خسته، خالی از روح؛
قلبم اما گرم و جوشان، پر عشق.
امشب اما شبی دگر است.
تو کلامت سرد و کوتاه است، من سلامم پر ز ویرانی.
رنگ حس
خواستم حسم را بنویسم.
در انتتخاب رنگ ماندم.
زیباییش به آبی می‌ماند.
پس سیاهی ِ اندوهش را چه می‌کردم؟
لذتش صورتی بود.
پس قرمز دردش را چه می‌کردم؟
شادی‌اش را به چه رنگ و سردرگمی‌اش را چه می‌کردم؟
آیا احساس قابل نگارش است؟
عشق چطور؟ زیباترین و محدودترین حس من!
بی‌تردید عشق را به رنگ آب می‌نوشتم بر کاغذی از آب
تصور کن...
امروز خدا تمام مجانین را شفا داد. (مریم مقدس از او خواسته بود). دیگر مجنونی وجود ندارد. ولیلی بی خبر از همه چیز منتظز دیدار مجنون است. (و سیگار فروش منتظر من) آیا دنیا همچنان عادلانه خواهد بود؟
برف
برف می آمد. پسرکی را دیدم در برف های تازه باریده کودکی می کرد. نمی دانم آیا می دانست روزی چون من خیره به پسرکی دیگر شده و امروزش را به یاد خواهد آورد؟
توجهی به من نداشت، من هم توجهی به پیرمرد خیره به خود.
.
.
.
پیرمرد به چه کسی بی توجه بود؟
شخصيت
لماذا شما امروز not ياخچي؟

شخصيت ما ايراني ها شبيه جمله بالا نيست؟

اگه نيست شبيه چيه
هوس
ساعت 1.5 نصفه شبه سيگار فروشه منتظره منه تا هوس من يه پولي به اون برسونه ولي تنبليم اجازه نميده
انتظار
نيمه شب است
من در طبقه سوم
در انتظاري هستم كه نميدانم چيست
حادثه اي رخدادي
جمله اي يا متني كه بگويد علت صبرم را
قطعه اي موسيقي حاوي احساسم
حماقت مدرن
كوچولو كه بوديم يه نامه هايي ميومد در خونمون حاوي كلي ناله و نفرين و ورد و جادو بعد آخرش مي نوشتن اكه از رو اين 40 بار ننويسي و به 40 نفر ندي سوسك مي شي. (عصر قديم)م
اما حالا اي ميل مياد كه اكه اين پيغامو به تمام ليستتون نفرستيد اكانتتون فلان ميشه (عصر جديد)م
پ ن : تازه همون نامه ها موبايلي شدن و اگه قديما منافعش غيرمستقيم نصيب بعضيا مي شد( نذر و نذورات و غيره و ذلك) حالا مستقيم نصيبشون ميشه.
اگه اين متن رو به 1500058523 نفر بفرستيد حتما يك خبر خوب براتون مياد. خواهش مي كنم كوتاهي نكنيد.