یاد دارم شبی رویایی، لحظهای گرفتمت در آغوشم.
سینهام از تو عشق طلب میکرد،
گونهام از تو بوسهها میخواست.
سر ِ تو روی شانهام خفته،
دل من فکر بوسهای از لب.
دستهایم سرد و خسته، خالی از روح؛
قلبم اما گرم و جوشان، پر عشق.
امشب اما شبی دگر است.
تو کلامت سرد و کوتاه است، من سلامم پر ز ویرانی.